حدس ميزنم مطلب قبل فضاي وبلاگ رو يكمي خشن كرد.
خوب تازه اول داستانه و سرانجامش به شما بستگي داره , دقيقا به خود شما و نه نظرتون…….
ميخوام يكمي مطلب رو باز كنم , يعني با درددل توضيح بدم يا بقول معروف باهاتون درددل كنم.
وقتي به ايران فكر ميكنيد چه تصويري جلوي چشمتون مياد : يه گربه نشسته, يه شهر كسل كننده با خونه هاي مكعبي
مناظره طبيعي از نقاط مختلف ايران يا كلي بناي تاريخي و ……
تا حد زيادي به تعداد مسافرتهاي شما و كمي هم خواسته هاي قلبي تون بستگي داره.
من اينبار از شما ميخوام تصوير ذهنتون رو با 3 نوع ايراني كه من بهتون معرفي ميكنم مقايسه كنيد و
اگه قابل دونستين نظرتون رو بنويسيد.
اول اينو بايد اعتراف كنم كه دنبال يه جور شناختم , يه جور خودشناسي كه وطنه من هم جزيي از اونه.
1. ايراني كه بود : هزاران سال جنگ قدرت , كشور گشايي و در مقابل, اشغال.
تمام خدمات شاهانه و فتوحات , يافته هاي علمي و افتخارات و رنجها و مصيبتهاي ايران در هاله اي از ابهام و
بيشتر نا نوشته و گم. منظور من تاريخ فتح نيست , خود واقعه است و چگونگي وقوع و بستر اتفاقات.
كمكاري تاريخ نويسان هم ربطي به موضوع نداره. كتابهاي تاريخ ما
يك مشت تقويم كهنه بيشتر نيستن و از اونا نميشه معني ايراني بودن رو استخراج كرد.
لطفا مثل آقاي خاتمي از شاهنامه فردوسي مثال نزنيد. هممون ميدونيم اسطوره است
ونه حتي افسانه ( اسطوره رو ميسازن و افسانه رو روايت ميكنن)
خوب كه چي؟ ايراني كه بود كجاست؟ از كي سوال كنيم؟ از سياست مدارامون ؟ از تاريخ نويسا ؟ از اديبان ؟ شاعران؟
يا چطوره از بقال سركوچمون ؟ آفرين همين آخري درسته . چرا؟ …………………………….
تا درددل بعدي ( ايراني كه هست………..)
پیوند پایدار
9 دیدگاه

نقشه شومي كه جرج بوش 5 ساله پيش كشيد به انتهاي خود نزديك ميشود.
اينبار در كنگره يك شانس ديگر خواست كه يعني يك قدم ديگر مانده به نظم نوين جهاني كه كلينتون وعده اش را داده بود.
بعد از سخنراني بوش , ناتو كه رسما شكست خود را در افغانستان اعلام كرده بود با اعزام نيروي جديد موافقت كرد.
10.6 ميليارد دلار بوش براي افغانستان خواست.
بمب افكنهاي امريكا وارد بلغارستان شد.
21000 سرباز به عراق اعزام شد.
امريكا منطقه خليج فارس ( در اينده نزديك عربي ) را خالي ميكند تا هر اقدام ايران در خليج فارس مواجهه با اعراب تلقي شود.
جو رواني دنيا براي برخورد با ايران هسته اي اماده شده است. ( همه ايران را به نام رييس جمهور ديوانه اش ميشناسند )
ايران از نظر اقتصادي به بحران رسيده است.
قوميت هاي ايراني از دولت مركزي قطع اميد كرده اند.
ارتش ايران غير از يكسري سلاحهاي قديمي كه به اسباب بازي بيشتر شبيهند مجهز است.
بازار نفت شوك 70 دلاري را تجربه كرد تابراي شوك نفتي ايران مشكل خاصي نداشته باشد.
با فروش اف16 به پاكستان موافقت شد تا مشرف مطمئن شود كسي با او كاري ندارد.
خلاصه كلام
خداحافظ ايران سرزمين من.
پیوند پایدار
4 دیدگاه
الان كه مينويسم يه جعبه سوهان كه تازه از ايران رسيده جلوي منه و دارم مزه شيرينه خاطرات رو با تمامه وجودم حس ميكنم.
بدم نمياد توي يه بازي كه قوانينشو از قبل تعيين كردن شركت كنم, مثله زندگي ميمونه كه اگه نگيم همشوحداقل قوانينش نوشته و حاضره ……
منظورم بازي وبلاگ خاتون عزيز, منم بازي منم بازي مثل بچه هاي لوس…..
از: عليرضا
به: مردم دنيا
موضوع: من و دنيا
با سلام
به استحضار ميرساند كه اين شيوه نوشتنو در خدمته سربازي ياد گرفتم كه بعنوان صريحترين و روانترين اغازي
كه ميشناسم دوستش دارم.
كودكي كه همراهه انقلاب اومد تا شاهده سالهاي بحراني بحرانيترين نقطه دنيا باشه الان با كوله باري از خاطره از
دو ساله قبل ساكنه مالزي شده كه در مقايسه با ايران به جزيره امني ميمونه كه ميشه توش فقط به دلار فكر كرد و
دوست دختر و كسي هم نگرانه يخ زدنه فقيرا نيست , نه اينكه فقيرنداشته باشه , زمستون نداره و هميشه تابستون خماريه.
با اينكه صميميترين رابطه ممكن بين من و بابا و مامان و دوتا داداشام برقراره اما طبق معمول يه سواله ساده
منو از اونا دور ميكنه كه اگه يكي روزه تولدم يه نوزاده ديگه رو به اونا ميداد بازم من عليرضا بودم با همون مهرو محبت ها
و به اين دليل ساده دلم ميخوام روابطه معمول رو بريزم بهم وبا همه اول دوست باشم.
از اين نظر رابطه من و بابام ومادرم يه شاهكاره خلقت محسوب ميشه.
جاي خالي خواهر در زندگي من باعث شده خواهر مثل يك تابوي مقدس و البته ناشناخته باقي بمونه .
درس خون يكم خجالتي بدرد بخور صفاتي هستن كه معمولا اطرافيان منو ميشناسن و جدا كه با واقعيت من فاصله زيادي داره.
خلاصه زندگي من شناختنه دنيا و تجربه كردن با ريسك محدود ولي تا زنده ام ……………
دنياي اطلاعات رو خيلي دوست دارم و ادامه تحصيلاتم در اين زمينه خواهد بود .
راستي الان تنهام با كلي دوست از كشورهاي دنيا با همخونه اي از فلسطين.
يه خواهر قلابي هم دارم كه منو داداش صدا ميكنه اهل چين تازه نامزددار هم شده و
شوهرخواهردار هم شديم!!!!!! ( خنده داره نه …… )
تا درد دل بعدي ……………………………..
پیوند پایدار
12 دیدگاه
دلم پر بود و روحم خسته.
چند وقتي مشغول جمعبندي افكار پريشانم بودم كه با ديدن هر خبر و تحليلي كه منو به هزار خاطره و نكته بي ربط و با ربط مي برد و خستگي آن مانع از نوشتن.از اين به بعد يك سري دردل مي نويسم كه هم خودمو سبكتر كنم و هم نظمي به پريشان فكريهاي خودم داده باشم.
اولين مطلب در مورد همين انتخابات.
آشكار تر از اين نيست كه به هم ريختگي نظام انتخاباتي ايران نتيجه مستقيم جامعه بي نظم ايراني است چه در ساختار و چه در نتايج.
آراي پراكنده تاثير محفل و مسجد , انگار جامعه اي داريم با هزار قبيله و عشيره و هنوز نمي دانيم چرا راي ميدهيم و انگار كه سيزده بدر است و قرار است با اهل فاميل برويم گردش- چون خاله گفت بريم اونجا - پارسال رفتيم اينجا - اگه حميد بياد من نميام - اونجا ببينمش حالشو ميگيرم ——- و يك روز و تمام.
و نتيجه اينكه بعد از يكسال و نيم از روزي كه دنيا را تكان داد نميدونيم چي شد كه اينجوري شد. به نظر من مطبوعات وصداوسيما هم در ايران بيشتر به سلاح كشتار جمعي مي مانند تا ابزار جامعه مدرن. قرار است همگي بريم يه جايي……………………
البته با سرمايه گذاري عظيمي هم كه دولت فعلي در اين مسير ميكند حالا حالا با دنياي مدرن خيالي روشنفكران ايراني عزيز(يك درددل طلبشون) فاصله داريم.
ملوك الطوايفى فعلي چاره اى جز بالا بردن سطح فكر جامعه ندارد اما چطور …خودش مرثيه ايست ……….. بماند براي درددل بعدي.
پیوند پایدار
2 دیدگاه

مطالعه تطبيقي از عكس با مطلب قبلي و عكسهاي قبل از انقلاب به عهده خودتان!
پیوند پایدار
20 دیدگاه
موهبتيست زيستن
در زادگاه شيخ ابو دلقك كمانچه كش فوري
و شيخ اي دل اي دل تنبك تبار تنبوري
…………………………
مهد مسابقات المپيك هوش - واي!
جايي كه دست به هر دستگأه نقلي تصوير و صوت مي زني, از ان
بوق نبوغ نابغه سال مي ايد
و برگزيدگان فكري ملت
وقتي كه در كلاس اكابر حضور مي يابند
هريك به روي سينه ششصد و هفتاد و هشت كباب پز برقي
وبر دودست , ششصد و هفتاد و هشت ساعت ناورز رديف كرده و مي دانند
كه ناتواني از خواص تهي دست بودنست , نه ناداني
……………………………………….
( فروغ فرخزاد )
ا گر تايپ برايم سخت نبود دوست داشتم همه شعر را برايتان بنويسم (فارسي ساز ندارم)
بوي نفت (OIL) ميديم مثل هميشه………………………
پیوند پایدار
6 دیدگاه
داستاني كه بدرد نامه (http://maroufi.malakut.org )سراسر سرگرداني مرجان بخورد ندارم , يعني نميتوانم بنويسم. چطور در سرگرداني انسان ديگر ميتوانم شريك بشوم آنهم يك مادر….ميدانم كه نميتوانم باورش كنم شايد هم وسط راه مثل يك زنداني ببرم بهش بدو بيراه بگم ….اما هست نميشود نديدش حداقل اثرش براي ما به يادگار گذاشته… , مشكل اينه كه اين بچه اثر كدام يكي از لحظات سر گرداني مرجان؟ اثر عشق مادري يا معصوميت دخترانه يا تلاش براي زندگي شرافتمندانه بعد از اين نامه……اما باقاطعيت افسانه اين كودك معلول را از حنجره روزنامه ها شنيدم و خواهيم شنيد.
پیوند پایدار
6 دیدگاه
فكر من گاه گاه سعي در شناخت روحيات اطراف چرخ ميزند
در شناختن مردها زياد مشكل ندارم ولي سالها روحيه زنها برايم عجيب بود كه چقدر كلافه كننده در مورد مهمترين مسائل ميگويند” نميدونم”…… ولي انگار در مقابل سر سختي گاهي حماقت آلود ما مردها چيزي اجازه قاطع بودن را از آنها سلب ميكند وگاه حتي خودشان خود را بيمار تلقي ميكنند ……..اما من چيز ديگري ميبينم وراي اين دلايل …..چيزي كه مرا بياد جوهر افسانه مي اندازد………….بماند تا بعد……….
پیوند پایدار
4 دیدگاه
يك وقتي كه كتابهاي ميشل فوكو را مي خواندم , با نكته جالبي مواجه شدم كه بعدها با ديدن آراي فيلسوفان گذشته و حال به راستي آن بيشتر ايمان آوردم.
آيا تا بحال سعي در كشف مرز بين عقل و جنون , زيبايي و زشتي , هستي و پوچگرايي و ….. كرده ايد؟ به كجا رسيده ايد؟ من در جستجوي حقيقت به افسانه رسيدم. رياضيداني ثابت كرده كه هيچ مجموعه مستقل وجود ندارد. اگر يك مثال نقض داشته باشد آن هم افسانه است.
پیوند پایدار
2 دیدگاه
از زماني كه بران شدم تا هويت هاي دروغيني كه جامعه و اطرافيان با هر عنواني به من داده بود از خود دور كنم, در ميان انبوهي از دوگانگي هاي واقعي يا واقعيت هاي دوگانه با نگين درخشان افسانه روبرو شدم كه همچون پير مغان رازدان است و رازدار, پس به وجودش ايمان آوردم و تولد دردناكش را در خود به نظاره نشستم…….
پیوند پایدار
۱ دیدگاه