تاريخ تكرار ميشود……..
موهبتيست زيستن
در زادگاه شيخ ابو دلقك كمانچه كش فوري
و شيخ اي دل اي دل تنبك تبار تنبوري
…………………………
مهد مسابقات المپيك هوش – واي!
جايي كه دست به هر دستگأه نقلي تصوير و صوت مي زني, از ان
بوق نبوغ نابغه سال مي ايد
و برگزيدگان فكري ملت
وقتي كه در كلاس اكابر حضور مي يابند
هريك به روي سينه ششصد و هفتاد و هشت كباب پز برقي
وبر دودست , ششصد و هفتاد و هشت ساعت ناورز رديف كرده و مي دانند
كه ناتواني از خواص تهي دست بودنست , نه ناداني
……………………………………….
( فروغ فرخزاد )
ا گر تايپ برايم سخت نبود دوست داشتم همه شعر را برايتان بنويسم (فارسي ساز ندارم)
بوي نفت (OIL) ميديم مثل هميشه………………………
ساره گفت،
نوامبر 25, 2006 روی 6:33 ق.ظ
سلام
باز هم ممنون كه در وبلاگم خاطره اي را ماندگار كردي. منم فارسي ساز ندارم اما با تمام سختي اش مي سوزم و مي سازم.
شعرهاي فروغ به شدت من و او را آرام مي سازد . خود من كه كتابش هميشه كنار تختم است شبها بايد بخوانمش و اميدوارم روزي برسد كه بخوانيمش !
در هر صورت ممنون
با اجازه ات لينكت كردم !!!
احمد گفت،
نوامبر 25, 2006 روی 11:55 ق.ظ
سلام
بابا تو ديدار اول اينقدر حال ميدي تو ديداراي ديگه حتما ميخواي ….
تو ديگه آخرشي باحال . با معرفت . با مرام .
اين نوشته ها رو معلوم كن چيه نظم يا نثر يا شعر نو يا…
ممنونم سرزديد
sara گفت،
نوامبر 25, 2006 روی 12:25 ب.ظ
salam! kheyli mamnon az inke beman sarzadin.
kheyli weblog khobi darin.
bay
بولدوزر خانوم گفت،
نوامبر 25, 2006 روی 2:16 ب.ظ
سلام
ممنون از اینکه سر زدید
اوه این مطلبتون جای فکر داره
ممنون
بدروددددددددددددددددد
بهاره گفت،
نوامبر 25, 2006 روی 6:19 ب.ظ
سلام.
مرسی دیگه ما رو با اینا مقایسه می کنید.
یعنی من اینقدر ترسناکم که ازم فرار می کنید؟
فقط یه کم خشونت داشت.
که اونم اصلا ارزش این حرفا رو نداره.
به هر حال
بای…
میرزامویز گفت،
نوامبر 25, 2006 روی 7:05 ب.ظ
سلام ممنون از سر زدنتان. راستی انتظار میرفت که بعضی افسانه ها را تشریح کنید. منتظریما!