درد دل (2)

دسامبر 26, 2006 at 10:45 ق.ظ (Uncategorized)

الان كه مينويسم يه جعبه سوهان كه تازه از ايران رسيده جلوي منه و دارم مزه شيرينه خاطرات رو با تمامه وجودم حس ميكنم.

بدم نمياد توي يه بازي كه قوانينشو از قبل تعيين كردن شركت كنم, مثله زندگي ميمونه كه اگه نگيم همشوحداقل قوانينش نوشته و حاضره ……

منظورم بازي وبلاگ  خاتون عزيز,  منم  بازي   منم بازي  مثل بچه هاي لوس….. 

از: عليرضا

به: مردم دنيا

موضوع: من و دنيا

با سلام

به استحضار ميرساند كه اين شيوه نوشتنو در خدمته سربازي ياد گرفتم كه بعنوان صريحترين و روانترين اغازي

 كه ميشناسم دوستش دارم.

كودكي كه همراهه انقلاب اومد تا شاهده سالهاي بحراني بحرانيترين نقطه دنيا باشه الان با كوله باري از خاطره از

 دو ساله قبل ساكنه مالزي شده كه در مقايسه با ايران به جزيره امني ميمونه كه ميشه توش فقط به دلار فكر كرد و

 دوست دختر و كسي هم نگرانه يخ زدنه فقيرا نيست , نه اينكه فقيرنداشته باشه , زمستون نداره و هميشه تابستون خماريه.

با اينكه صميميترين رابطه ممكن بين من و بابا و مامان و دوتا داداشام برقراره اما طبق معمول يه سواله ساده

منو از اونا دور ميكنه كه اگه يكي روزه تولدم يه نوزاده ديگه رو به اونا ميداد بازم من عليرضا بودم با همون مهرو محبت ها

 و به اين دليل ساده دلم ميخوام روابطه معمول رو بريزم بهم وبا همه اول دوست باشم.

از اين نظر رابطه من و بابام ومادرم يه شاهكاره خلقت محسوب ميشه.

جاي خالي خواهر در زندگي من باعث شده خواهر مثل يك تابوي مقدس و البته ناشناخته باقي بمونه .

درس خون يكم خجالتي بدرد بخور  صفاتي هستن كه معمولا اطرافيان منو ميشناسن و جدا كه با واقعيت من فاصله زيادي داره.

خلاصه زندگي من شناختنه دنيا و تجربه كردن با ريسك محدود ولي تا زنده ام  …………… 

دنياي اطلاعات رو خيلي دوست دارم و ادامه تحصيلاتم در اين زمينه خواهد بود .

راستي الان تنهام با كلي دوست از كشورهاي دنيا با همخونه اي از فلسطين.

يه خواهر قلابي هم دارم كه منو داداش صدا ميكنه اهل چين تازه نامزددار هم شده و

شوهرخواهردار هم شديم!!!!!! ( خنده داره  نه  …… )

تا درد دل بعدي …………………………….. 

پیوند پایدار تا کنون 12 نظر داده شده

درد دل (1)

دسامبر 20, 2006 at 5:20 ق.ظ (Uncategorized)

دلم پر بود و روحم خسته.
چند وقتي مشغول جمعبندي افكار پريشانم بودم كه با ديدن هر خبر و تحليلي كه منو به هزار خاطره و نكته بي ربط و با ربط مي برد و خستگي آن مانع از نوشتن.از اين به بعد يك سري دردل مي نويسم كه هم خودمو سبكتر كنم و هم نظمي به پريشان فكريهاي خودم داده باشم.

اولين مطلب در مورد همين انتخابات.
آشكار تر از اين نيست كه به هم ريختگي نظام انتخاباتي ايران نتيجه مستقيم جامعه بي نظم ايراني است چه در ساختار و چه در نتايج.
آراي پراكنده تاثير محفل و مسجد , انگار جامعه اي داريم با هزار قبيله و عشيره و هنوز نمي دانيم چرا راي ميدهيم و انگار كه سيزده بدر است و قرار است با اهل فاميل برويم گردش- چون خاله گفت بريم اونجا – پارسال  رفتيم اينجا – اگه حميد بياد من نميام – اونجا ببينمش حالشو ميگيرم ——- و يك روز و تمام.

و نتيجه اينكه بعد از يكسال و نيم از روزي كه دنيا را تكان داد نميدونيم چي شد كه اينجوري شد. به نظر من مطبوعات وصداوسيما هم در ايران بيشتر به سلاح كشتار جمعي مي مانند تا ابزار جامعه مدرن. قرار است همگي بريم يه جايي……………………

البته با سرمايه گذاري عظيمي هم كه دولت فعلي در اين مسير ميكند حالا حالا با دنياي مدرن خيالي روشنفكران ايراني عزيز(يك درددل طلبشون)  فاصله داريم.

ملوك الطوايفى فعلي چاره اى جز بالا بردن سطح فكر جامعه ندارد اما چطور …خودش مرثيه ايست ……….. بماند براي درددل بعدي. 

پیوند پایدار تا کنون 2 نظر داده شده

OILY PICTURE عكس نفتي!

دسامبر 2, 2006 at 4:02 ق.ظ (Uncategorized)

دست بوس

مطالعه تطبيقي از عكس با مطلب قبلي و عكسهاي قبل از انقلاب به عهده خودتان!

پیوند پایدار تا کنون 20 نظر داده شده