درددل (3)
حدس ميزنم مطلب قبل فضاي وبلاگ رو يكمي خشن كرد.
خوب تازه اول داستانه و سرانجامش به شما بستگي داره , دقيقا به خود شما و نه نظرتون…….
ميخوام يكمي مطلب رو باز كنم , يعني با درددل توضيح بدم يا بقول معروف باهاتون درددل كنم.
وقتي به ايران فكر ميكنيد چه تصويري جلوي چشمتون مياد : يه گربه نشسته, يه شهر كسل كننده با خونه هاي مكعبي
مناظره طبيعي از نقاط مختلف ايران يا كلي بناي تاريخي و ……
تا حد زيادي به تعداد مسافرتهاي شما و كمي هم خواسته هاي قلبي تون بستگي داره.
من اينبار از شما ميخوام تصوير ذهنتون رو با 3 نوع ايراني كه من بهتون معرفي ميكنم مقايسه كنيد و
اگه قابل دونستين نظرتون رو بنويسيد.
اول اينو بايد اعتراف كنم كه دنبال يه جور شناختم , يه جور خودشناسي كه وطنه من هم جزيي از اونه.
1. ايراني كه بود : هزاران سال جنگ قدرت , كشور گشايي و در مقابل, اشغال.
تمام خدمات شاهانه و فتوحات , يافته هاي علمي و افتخارات و رنجها و مصيبتهاي ايران در هاله اي از ابهام و
بيشتر نا نوشته و گم. منظور من تاريخ فتح نيست , خود واقعه است و چگونگي وقوع و بستر اتفاقات.
كمكاري تاريخ نويسان هم ربطي به موضوع نداره. كتابهاي تاريخ ما
يك مشت تقويم كهنه بيشتر نيستن و از اونا نميشه معني ايراني بودن رو استخراج كرد.
لطفا مثل آقاي خاتمي از شاهنامه فردوسي مثال نزنيد. هممون ميدونيم اسطوره است
ونه حتي افسانه ( اسطوره رو ميسازن و افسانه رو روايت ميكنن)
خوب كه چي؟ ايراني كه بود كجاست؟ از كي سوال كنيم؟ از سياست مدارامون ؟ از تاريخ نويسا ؟ از اديبان ؟ شاعران؟
يا چطوره از بقال سركوچمون ؟ آفرين همين آخري درسته . چرا؟ …………………………….
تا درددل بعدي ( ايراني كه هست………..)
ساره گفت،
ژانویه 31, 2007 روی 12:46 ب.ظ
سلام
خوبه . قلم و نگاهت بدجوري يه جوري شده ….
عكساي مراسم رو ببين ….
سالگرد خاتون !
بهاره دروغگو گفت،
ژانویه 31, 2007 روی 3:38 ب.ظ
سلام.
حرفاتو اصلا قبول ندارم.
به نظر من ایران مشکلای زیادی داره ولی کاملا منطقیه.
ایران 8 سال گرفتار جنگ بوده و خیلی از نابغه ها و بزرگاشو از دست داده.
و خرابی های جنگ اونقدر زیاد بوده که تا همین چند سال پی طول کشید درست بشه.
و ایران تحریم شده و همه چیزشو خودش درست کرده.
دانشگاه های ایران به هیچ دانشگاه خارجی ای وابسته نیستن ولی خیلی خوب تونستن به اونا برسن و حتی جلو بزنن.
به زودی خواهی دید که ایران چه طور می درخشه.
بهاره دروغگو گفت،
فوریه 10, 2007 روی 8:24 ق.ظ
سلام.
من خوشحال می شم وقتی می بینم شما از نقشتون خوشتون نمی آد.
دیدی ما هم خیانت بلدیم.
فعلا…
ساره گفت،
فوریه 10, 2007 روی 12:40 ب.ظ
سلام
به روز نميكني حداقل يه سر بزن پسر …
بهاره دروغگو گفت،
مارس 1, 2007 روی 10:30 ق.ظ
سلام.
دیگه خائن پیش ما نمی آد؟
منتظریم بیای ها.
فعلا…
بهاره دروغگو گفت،
مارس 7, 2007 روی 6:40 ب.ظ
سلام.
راست می گی واقعا شرمنده که خوانواده تونو داغدار کردم.
چه کار کنم خوب خوشم می آد……
بازم پیشم بیای هاااااااااااااااااا…
بای………….
Soroor گفت،
مارس 10, 2007 روی 1:49 ب.ظ
salam
merci az inke har az chand gahi be man sar mizani omidvaram ke hame chiz barat khoob pish bere dooste aziz va zemnan norooz ham mobarak bashe
میزمویز گفت،
جولای 20, 2007 روی 11:49 ب.ظ
کودوم گوری هستی رفیق؟
روزبه گفت،
سپتامبر 7, 2007 روی 9:16 ب.ظ
سلام دوست عزیز و گرامی،
وبلاگ فوقالعاده مفیدی دارین من مطالعه کردم وبسیار لذت بردم[گل]
hldv گفت،
مارس 23, 2009 روی 11:17 ق.ظ
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
========================
سلام[گل]
سال جدید رو به شما تبریک می گم.
براتون در سال جدید آرزوی بهترین ها دارم [گل]